تبلیغات
حاج صالح - مطالب تصاویر ویژه

حاج صالح

نگاه مجاهد مبارز، بسیجی شهادت طلب و کارشناس مدیریت

شنبه پنجم تیرماه سال 1389

پوستر زیر با محتوای "به آپارتاید اسراییل در فلسطین پایان دهید" به طور چشمگیری در سراسر محل برگزاری مسابقات نوزدهمین دوره جام جهانی فوتبال مشاهده می شود.

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) پایگاه خبری عرب 48 با اعلام این خبر نوشت: این پوستر علاوه بر آفریقای جنوبی در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز به وفور یافت می شود.

end-the-apartheid-in-palestine - http://newsee.ir
http://newsee.ir - apartheid-zone-palestine

سه شنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1389

لیلی دوران گله جک -حاج صالح - http://newsee.ir

پنجشنبه بیستم خردادماه سال 1389

اموال شخصی دانشگاه آزاد / کاریکاتور - http://newsee.ir

شنبه هشتم اسفندماه سال 1388

الهم عجل لولیک الفرج - http://hajsaleh.mihanblog.com

محبان مهدی(عج)، او خواهد آمد و ....

ان شاء الله

جمعه سیزدهم شهریورماه سال 1388

یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک


   ای منتظر

                غمگین مباش

                               قدری تحمل بایدت

                                                      پیش تر گردی به پاشد در افق
 
                                                                                   گوئی سواری می رسد

دوشنبه یازدهم خردادماه سال 1388

ثانیه‏نیوز- نخستین فیلم تبلیغی آقای مهندس میرحسین موسوی در حالی پخش شد كه گمان می رفت نام مجید مجیدی به عنوان كارگردان، اثر متفاوتی را به فرادید مخاطبان خود برجای بگذارد اما آنچه كه به چشم آمد در حالی كه حرفه ای ترین و پرستاره ترین تیم سینمایی – به تعبیر سایت حامی موسوی – تلاش خود را برای جذب مخاطب به كار برده بود به دلیل پارادوكس‌های معنایی، تضادهای تاریخی و المان‌های نادرست تصویری به مجموعه‌ پلان‌های بی‌هدف و حتی ضدهدفی تبدیل شده بود که بازیگر آن بزرگترین متضرر آن بود و به این شکل فیلمی که به تعبیر فاتح – سرتیم تبلیغی میرحسین – قرار بود نقطه عطفی در تاریخ تبلیغات انتخابات باشد به جورچینی از نماهای متضاد و چهره‌های بالماسکه‌ شد تا معلوم شود با ترفندهای رسانه‌ای و حقه‌های تصویری نیز نمی‌توان ذات چیزی را عوض کرد.

بزرگترین تراژدی فیلم زمانی شکل گرفت که فاتح پیشاپیش از ترس برملا شدن «نمایشی بودن فیلم» اعلام کرد که «موسوی حاضر به بازی در این فیلم نشده است و این فیلم صرفاً مستند است» اما این ادعا با برملا شدن هویت بازیگر زن فیلم و بازیگری آقای کاندیدا در پلان عاطفی فیلم به شدت صداقت ایشان را با چالش مواجه می‌کند.

 

 

آنچه در پی می‌آید اشاره به صحنه‌هایی از این «فیلم» است که به لحاظ نشانه‌شناسی و المان‌های تصویری ارجاعات شگفتی را به خلاف انتظار صحنه‌گردانان نمایش به مخاطب القاء می‌کند و در واقع آنچه در مأوای تصاویر به مخاطب آگاه منتقل می‌شود سطوح معنایی دیگری است که با خواست بازیگران فیلم زاویه جدی دارد و شالوده‌های فکری و معرفتی بازیگر 68 ساله فیلم را زیر سوال می‌برد.

1- «این شال سبزی که به گردن من می‌اندازند...» این جمله نقض هرگونه باور و انتخاب است و نشانه آن است که تصمیم‌گیرندگان، کسانی دیگرند که آقای موسوی مجری برنامه‌ها و طراحی آنها است دقت کنید موسوی نمی‌گوید: «این شال سبزی که به گردن من است...»

 


 

 

2- زنی با شتاب به دنبال اتوبوس موسوی می‌دود و از او می‌خواهد به درد دلش توجه کند، دوربین پن می‌شود به علامت «تاج‌گونه» روی شیشه و سپس موسوی که از سر بی‌اعتنایی به زن می‌گوید: «باید برم، جلسه دارم... یک نفر با این خانم صحبت بکنه!» بار دیگر به دیالوگ و نمادهای تصویری دقت کنید آیا مجیدی دچار گاف شده است یا ایشان کار مستند کرده است و حقیقت وجودی موسوی را عیان کرده است؟

3- خنده نمایشی و لبخند سینمایی موسوی در تمام صحنه‌هایی که رو به دوربین صحبت می‌کند حاکی از فشاری است که مشاورین بر او تحمیل می‌کنند. در واقع عمل به این توصیه که ایشان اخم نکند و رو به دوربین با لبخند سخن بگوید باعث شده که در بسیاری از صحنه‌ها میمیک صورت در تضاد با جنس صحبت‌های موسوی باشد.

4-  «اون روزی که حضرت امام داشتند تشریف می‌آوردن»، «اومدیم تو خیابون»، «مردمو دیدیم مشغول چیز هستند. مشغول جارو و پارو هستند... و بنده اولین بار حضرت امام را در ماشینی که اومد رد شد دیدیم.»
این جمله اعتراف ساده‌ای است که موسوی هیچ نقشی در شکل‌گیری انقلاب نداشته است و حتی چنین می‌نماید که روز 12 بهمن حضور ایشان در خیابان اتفاقی بوده است!

5-  وقتی آقای مهندس موسوی به مزرعه چای وارد می‌شود در زیر باران شدید کسی که خود زیر بارش، خیس باران شده چتر را بالای سر موسوی گرفته است! حالت اتو کشیده موسوی و تحقیری که متوجه مرد همراه ایشان است بدجوری ذائقه بیننده را آزار می‌دهد، قیاس کنید با همه صحنه‌هایی که آقای احمدی‌نژاد زیر باران بی‌هیچ چتر و سایبانی میان مردم رفته است.

6- «یکی را خودی می‌کنند یکی را ناخودی می‌کنند...» راستی اصطلاح خودی و غیرخودی مربوط به چه شخصیتی است و اعتراض ناصواب موسوی عصیان در برابر کیست؟

7- «از دوستی با مردم نباید رنج ببریم» این شاکله حرف موسوی در این فیلم است اما گویی کارگردان فراموش کرده که این جملات ظاهراً در اعتراض به کسی باید باشد که اتفاقاً «مردمی بودن» او اصلی‌ترین صفت او در چهار سال گذشته بوده است!

8- «در جامعه سوداگر 5 میلیون جیب نماینده بگذاریم...» کسانی که سابقه این موضوع را می‌دانند اطلاع دارند که 5 میلیون نه برای جیب نماینده که از مدت‌ها قبل برای توسعه مساجد توزیع می‌شده است که در مقطعی با سفسطه به چالش کشیده شد اگر چه در همان زمان کسی این 5 میلیون را «در جیب نماینده گذاشتن» تعبیر نکرد و لحن موسوی توهین مستقیم به کل نمایندگان مجلس بود.

9- صحنه‌های دیدار با مراجع و متأسفانه استفاده ابزاری کردن از مسائل اعتقادی قبل از هر چیز خلاف آیین‌نامه‌های انتخاباتی است، اگر چه این امکان و اعلام حمایت برای احمدی‌نژاد کاملاً فراهم است اما تبعیت از قانون مانع چنین بهره‌وری ناپسندی از سوی ایشان شد.

 

 

10- کسی با خشم خطاب به موسوی از شوری آب و سختی زندگی می‌گوید و «خطاب به او» می‌گوید که آیا تا حالا با چنین مردمی زیسته است و یا درد آنها را می‌داند. بی‌تردید مخاطب آن جوان دردکشیده خود موسوی است که در همه این سال‌ها در کنج گالری‌ها و گوشه نمایشگاه‌های بالای شهر به سر برده است و اتفاقاً یکی از نقایص بزرگ فیلم سکوت سنگین راجع به بیست سال انزوای خودخواسته موسوی است و درواقع این بخش را باید خودزنی بازیگر فیلم دانست.

11- موسوی در جایی از «عقلانیت جمعی» سخن می‌گوید که از شعارهای محسن رضایی است و در جایی دیگر از مبارزه و ایستادن و دفاع از ملت‌های جهان سخن می‌گوید که از شعارهای احمدی‌نژاد است! برای پیدا کردن این تناقض به یاد بیاوریم که موسوی قبلاً اعتراف کرده بود که حرف‌های او با احمدی‌نژاد مشترک است و احتمالاً‌در عمل متفاوت خواهد بود!

12- پرچم هر کشور نماد عزت و اقتدار آن ملت است و قداست ویژه‌ای دارد و شگفتا کسی که داعیه فرهنگ ایران دارد پرچمی را به دوش می‌کشد که حروف انگلیسی بر آن نقش بسته است! و همین پرچم با چنان بی‌اعتنایی بر دوش اوست که دوبار اگر دقت اطرافیان او نباشد از شانه‌هایش لیز می‌خورد!

13- نشان دادن لوگوی روزنامه‌های «عصر اقتصاد، کار و کارگر و ابتکار» که تیترهایی را به حمایت از موسوی انتشار داده‌اند علاوه بر این که یک نشانه‌شناسی ابتدایی در ذکر این نام‌هاست به لحاظ قانونی خالی از ایراد نیست.

14- استفاده از بازیگر زنی که قرار است درد کشیده باشد وهن شعور و ادراک مخاطب است، جملات نمایشی ایشان که نشان از تمرین مستمر دارد و حالت چهره معذب موسوی که بلد نیست به درستی نقش یک «نابازیگر» را در فیلم‌های مجیدی ایفا کند چالش بزرگی است که دست گردانندگان آن را بدجوری رو می‌کند!

15- موسوی همچنان نسبت به خاتمی بداخلاقی می‌کند و در حالی که خاتمی تمام عیار برای تبلیغ موسوی به میدان آمده است، جز تصویری بی‌صدا و گذرا در حد یک فریم، هیچ نشانی از او در فیلم نیست!

16- یکی از گاف‌های بزرگ فیلم جایی است که زن بازیگر خطاب به موسوی می‌گوید: «انرژی هسته‌ای نمی‌خوایم من بچه‌ام رو می‌خوام!» و در واقع گویی که انرژی هسته‌ای نه یک آرمان ملی و خواست عمومی که از عیوب دولت نهم است که موسوی از زبان زن بازیگر آن را زیر سوال می‌برد!

این بخش اگر چه به طور بچگانه‌ای تبدیل به لب‌خوانی و پارازیت صدایی شده است اما اتفاقاً مقصود کارگردان شنیده شدن و اثرگذاری بیشتر آن پلان است، به راستی تصور موسوی از مردم چیست و از اقتدار ملی و غرور و عزت کشور چه تعریفی دارند؟

17- «این مملکت مملکت امام زمانه...» معلوم می‌شود ذکر امام زمان تنها از زبان ایشان خوش است! و یا شاید بهتر بگویم معلوم می‌شود که آنها هم فهمیده‌اند که اگر می‌خواهند در دل مردم باشند باید حرفشان از جنس اعتقادات مردم باشد، فقط می‌ماند عذاب وجدانی که چرا چهار سال به کسی که همین حرف را زده است انواع توهین‌ها را رواداشته‌اند.

18- تمام زمینه تصویر در بخش‌هایی که موسوی رو به دوربین صحبت می‌کند سیاه و تار است، این مسأله به لحاظ نمادشناسی اهمیت بسیار دارد. آیا ایشان نظام را تماماً سیاه می‌بینند یا باز هم ناشیگری کارگردان کار دست او داده است و او را بر آمده از جهل و سیاهی می‌‌داند!
19-  موسوی هنوز هم به «نخست‌وزیر 8 سال دفاع مقدس» افتخار می‌کند و البته اعتقاد به آن روزهای حماسه جای افتخار نیز دارد اما سوال ساده اینکه چرا در هیچ صحنه‌ای نشانی از «چفیه» بر دوش یا گردن این مقام سال‌های دفاع مقدس نیست؟ آیا دوره آن گذشته است؟!

20- بعد از پارتی بزرگ آزادی اعتراض متدینین به صحنه‌های غیراخلاقی و ولنگاری بخشی از هواداران ایشان باعث شد تا نزدیکان موسوی از آن برائت جویند و آن را توطئه‌ای علیه خود بخوانند اما صحنه دختران بدحجاب حامی موسوی در فیلم مجیدی نشان داد که حقیقت همان چیزی است که در قاب تصاویر عکاسان نیز در ورزشگاه آزادی ثبت شده بود.

و سخن آخر اینکه تفاوت مستند احمدی‌نژاد با فیلم موسوی در آن است که احمدی‌نژاد خود کارگردان آن صحنه‌ها بود و آنچه که به نمایش درآمد یک پلان از مجموعه تصاویری بود که مردم بارها در شهر و روستای خود در دیدار با رییس‌جمهور محبوب خود دیده بودند اما در فیلم مجیدی موسوی به تعبیر یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب «فیلم» شده بود و این میزان تضاد چنان آزاردهنده است که به لحاظ سیاه‌نمایی «نقطه عطفی در تاریخ انتخابات است!».

دوشنبه یازدهم خردادماه سال 1388

چرا احمدی نژاد بهترین گزینه است؟

یکشنبه دهم خردادماه سال 1388

گزارش عملکرد دولت نهم ، جوابگویی به شبهات ، برنامه های آینده دولت احمدی نژاد

چهارشنبه دوازدهم تیرماه سال 1387

ماجرای جدید رابطه عاشقانه وزیر امور خارجه آمریكا با یك جوان عرب فاش شد.


به گزارش فارس، منابع آگاه به روزنامه الجزایری "الشروق" اعلام كردند: كاندولیزا رایس این روزها در حال و هوای عاشقانه‌ای با یك جوان عربی به سر می‌برد.

رایس فاحشه است

بنا بر این گزارش، این جوان عربی از نزدیكان یكی از سران عرب است كه رایس وزیر سیه‌چهره وزارت امور خارجه آمریكا در حاشیه سفرهای خود به خاورمیانه كه به بهانه بررسی روند صلح منطقه انجام می‌شود با وی دیدار می‌كند. از آن سو این جوان عرب نیز با سفرهای خود به اروپا و آمریكا فرصت‌هایی برای دیدار با رایس به وجود می‌آورد.

منابع آگاه كه خواستند نامشان فاش نشود، افزودند: این جوان عربی بسیار خوش‌چهره و خوش‌ظاهرتر از آن است كه رایس بتواند او را به چنگ بیاورد.

این جوان عربی در مقابل از رضایت پشت‌پرده وزارت خارجه آمریكا برخوردار است به طوریكه وی می‌تواند در بخش‌های مختلف این وزارت به راحتی تردد كند در حالیكه این امر برای بسیاری ممنوع است.

بنا بر گفته این منابع، حكایت عاشقانه كاندولیزا رایس به حدی جدی است كه وی بی‌صبرانه منتظر پایان یافتن دوره ریاست‌جمهوری جرج بوش است تا بتواند با فراغ بال به روابط عاشقانه خود بپردازد.

در همین راستا دستگاه اطلاعاتی آمریكا از بیم فاش شدن رابطه رایس با این جوان عرب، به رایس هشدار داده است تا این امر همچنان در خفا باقی بماند و خبری از آن به بیرون درز نكند، به ویژه اینكه عكس‌ها و مواضع آنان ممكن است به وجهه دولت آمریكا و موقعیت آن رهبر عربی خدشه‌ای وارد بكند.

منابع آگاه افزودند: كاندولیزا رایس تاكید كرده است رابطه او با آن جوان عرب تنها در حد دوستی است و نه بیشتر از آن، علاوه بر اینكه این امر نیز از ویژگی‌های شخصی اوست و بر عملكرد و كار وی با بزرگان كاخ سفید اثری نخواهد گذشت.

این نخستین بار نیست كه خبرهایی از روابط عاشقانه رایس به گوش می‌رسد زیرا پیش از این نیز خبرگزاری «برناما» مالزی، در اواخر شهریور سال 1385، اعلام كرد: گمانه‌زنی‌ها درباره رابطه رایس با وزیر خارجه كانادا هنگامی بروز كرد كه رایس مدتی را در تفریحگاه اختصاصی "مك‌كی" وزیر امور خارجه كانادا گذراند.

در عین حال در همان روزها روزنامه نیویورك‌تایمز مطلبی با نام «رقص دیپلماسی به درد بدگویی می‌خورد» به همراه عكسی از رایس و مك‌كی چاپ كرد كه دست در دست یكدیگر داشتند و عاشقانه به یكدیگر نگاه می‌كردند.

وزارت امور خارجه آمریكا در آن سال این مسئله را بی‌اهمیت خواند و اعلام كرد: «این یكی از مسائلی است كه رسانه‌ها به آن بیش از حد می‌پردازند.»

به گزارش خبرگزاری برناما مالزی، رایس كه پنجاه و اندی سال، سن دارد و هنوز ازدواج نكرده است، شخصیت جذابی برای همتایان مرد خود از جمله مك‌كی 41 ساله كه وی نیز مجرد است، محسوب می‌شود. (البته به غیر ما و ...)

پیش از این نیز گزارش‌هایی درباره روابط عاشقانه رایس با «ماسیمو دالما»، و «جك استرا»، وزرای سابق خارجه ایتالیا و انگلیس وجود داشت اما به زودی به فراموشی سپرده شد.

پنجشنبه پانزدهم آذرماه سال 1386

La Ellah Ella ALLAH Muhammad Rasoul ALLAH   jewelry  http://hajsaleh.mihanblog.ir

  • دنبالک ها:  
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها