تبلیغات رفقا ظهور قائم آل رسول الله بسیار بسیار نزدیک است ...
آیات و روایات آخرالزمانی تطابق عجیب و باور نکردنی با زمان ما دارند...
وقایع آخرالزمانی، شخصیتهای آخرالزمانی و جریانهای آخرالزمانی یکی پس از دیگری ظاهر می شوند و آیات و روایات یکی پس از دیگری واقع و بر وضع، اشخاص و جریانهای موجود تطبیق شدیدا عجیبی داده می شود...

رفقا به خدای لایزال قسم اتفاق های مهمی قرار اتفاق بیفته، آماده شوید، بصریتتان را بالا ببرید، فتنه دجال را بشناسید، فتنه سفیانی را بشناسید، فتنه های آخرالزمانی را بشناسید...
خودتان را آماده و مهیای استقبال از دردانه رسول الله کنید، به خدا قسم صدای گام های یوسف زهرا به گوشمان می رسد...
سید خراسانی را یاری کنید، فرمانده رشید و دلاورش شعیب ابن صالح را یاری کنید، سید یمانی را یاری کنید، مصری را دریابید...
یکی می پرسد:
اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم:
برای آنکه باید باشد و نیست.
این جا اعلام می کنم، آیت الله شیخ مجتبی قزوینی (وفات سال 46) قبل از سال 1342 در جلسه ای اعلام کردند، محمدرضا پهلوی آخرین شاه هستند و سلطنت پهلوی با ایشان تمام است. از ایشان سوال کرده اند چه کسی رهبر می شود؟ ایشان اسم امام خمینی (ره) را آورده و فرموده اند: «امام خمینی رهبر می شود ، وی را اطاعت کنید. سپس جنگ رخ می دهد و مدت آن 8 سال است. (من زمان جنگ این را می دانستم) و عراق به ایران حمله می کند که در نهایت پیروزی با ایران است.»
من این مطلب را همه جا می گویم و شما هم همه جا محکم بگویید.4 بزرگ به من فرموده اند و هر 4 نفر هم زنده اند. سخنان این بزرگواران را هم ضبط کرده ام. من این مطلب را جدا جدا از این 4 بزرگوار پرسیده ام و با هم نبوده اند.
این 4 نفر حضرات آیات، آیت الله بها الدینی، آیت الله امجد، جناب آقای احدی از علما و حجت الاسلام و المسلین حیدری کاشانی هستند.
سال 61 آقای منتظری قائم مقام می شوند و هر 4 نفر نگران می شوند. همان سال این ها خدمت آیت الله بها الدینی (به عنوان قله خود) می روند و از ایشان در مورد رهبر آینده می پرسند. این مطالب که از آیت الله بها الدینی نقل خواهم کرد عین عبارت هاست و کسانی که مکتوب نیز می خواهند به کتاب سیری در آفاق مراجعه کنند. آیت الله بها الدینی در جواب این 3 عزیز می فرماید:
«آقای منتظری رهبر نمی شود، همه ی امید ما فرزند عزیز زهرا سید علی خامنه ای است.ایشان را اطاعت و حمایت کنید.»
سال 68 مجلس خبرگان به رهبری امام خامنه ای رای می دهند. بعد از فوت امام خمینی، رهبر انقلاب به دیدار آیت الله بها الدینی می روند. بسیجی ها آیت الله العظمی بها الدینی اصرار داشته اند که دست آقا را ببوسند و آقا هم نمی گذاشتند. این عالم بزرگوار وقتی امتناع رهبر انقلاب را می بیند می فرماید:
«اجازه بدهید تا من دستتان را ببوسم تا فردا که به محضر جده ام زهرا مشرف شدم .به ایشان عرض کنم، دست ولی خود را بوسیدم.»

حجتالاسلام
والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه در شهریورماه گذشته، طی
سخنانی، از سه زاویه به تحلیل حوادث جاری کشور پرداخت. باز خوانی این
سخنرانی در شرایطی که قبل از وقوع حوادث ۱۳آبان، ۱۶آذر، فوت مرحوم
منتظری(ره)، ظهر عاشورای تهران و نامه آقای رضایی و... ایراد شده، جالب و
تامل برانگیز است.
متن پیاده شده این سخنرانی با اندکی تلخیص به این شرح است:
سه تحلیل درباره حوادث پس از انتخابات
ما
درباره سیر انقلاب و تکامل انقلاب و جامعه انقلابی از زوایای مختلف می
توانیم تحلیل های گوناگونی داشته باشیم که بنده این تحلیل ها را خدمتتان
عرض می کنم؛ و هم می توانیم فراتر از حوادث اخیر به تحلیل روند انقلاب
بپردازیم و هم می توانیم با توجه به حوادث اخیر به این تحلیل ها اقدام
کنیم و هم می توانیم با توجه به آینده ای که در پیش داریم، یعنی ظهور
حضرت، تحلیل های مختلفی ارائه بدهیم. من سعی می کنم از همه جهات این مباحث
رو تحلیل کنم البته باید عرض کنم مباحثی که من مطرح می کنم مباحثی نوعا
دینی-سیاسی هستند نه مباحثی سیاسی– دینی و من سعی می کنم از منظر دین به
عرصه سیاست نگاه می کنم.

ماجرای جدید رابطه عاشقانه وزیر امور خارجه آمریكا با یك جوان عرب فاش شد.
به گزارش فارس، منابع آگاه به روزنامه الجزایری "الشروق" اعلام كردند: كاندولیزا رایس این روزها در حال و هوای عاشقانهای با یك جوان عربی به سر میبرد.

بنا بر این گزارش، این جوان عربی از نزدیكان یكی از سران عرب است كه رایس وزیر سیهچهره وزارت امور خارجه آمریكا در حاشیه سفرهای خود به خاورمیانه كه به بهانه بررسی روند صلح منطقه انجام میشود با وی دیدار میكند. از آن سو این جوان عرب نیز با سفرهای خود به اروپا و آمریكا فرصتهایی برای دیدار با رایس به وجود میآورد.
منابع آگاه كه خواستند نامشان فاش نشود، افزودند: این جوان عربی بسیار خوشچهره و خوشظاهرتر از آن است كه رایس بتواند او را به چنگ بیاورد.
این جوان عربی در مقابل از رضایت پشتپرده وزارت خارجه آمریكا برخوردار است به طوریكه وی میتواند در بخشهای مختلف این وزارت به راحتی تردد كند در حالیكه این امر برای بسیاری ممنوع است.
بنا بر گفته این منابع، حكایت عاشقانه كاندولیزا رایس به حدی جدی است كه وی بیصبرانه منتظر پایان یافتن دوره ریاستجمهوری جرج بوش است تا بتواند با فراغ بال به روابط عاشقانه خود بپردازد.
در همین راستا دستگاه اطلاعاتی آمریكا از بیم فاش شدن رابطه رایس با این جوان عرب، به رایس هشدار داده است تا این امر همچنان در خفا باقی بماند و خبری از آن به بیرون درز نكند، به ویژه اینكه عكسها و مواضع آنان ممكن است به وجهه دولت آمریكا و موقعیت آن رهبر عربی خدشهای وارد بكند.
منابع آگاه افزودند: كاندولیزا رایس تاكید كرده است رابطه او با آن جوان عرب تنها در حد دوستی است و نه بیشتر از آن، علاوه بر اینكه این امر نیز از ویژگیهای شخصی اوست و بر عملكرد و كار وی با بزرگان كاخ سفید اثری نخواهد گذشت.
این نخستین بار نیست كه خبرهایی از روابط عاشقانه رایس به گوش میرسد زیرا پیش از این نیز خبرگزاری «برناما» مالزی، در اواخر شهریور سال 1385، اعلام كرد: گمانهزنیها درباره رابطه رایس با وزیر خارجه كانادا هنگامی بروز كرد كه رایس مدتی را در تفریحگاه اختصاصی "مككی" وزیر امور خارجه كانادا گذراند.
در عین حال در همان روزها روزنامه نیویوركتایمز مطلبی با نام «رقص دیپلماسی به درد بدگویی میخورد» به همراه عكسی از رایس و مككی چاپ كرد كه دست در دست یكدیگر داشتند و عاشقانه به یكدیگر نگاه میكردند.
وزارت امور خارجه آمریكا در آن سال این مسئله را بیاهمیت خواند و اعلام كرد: «این یكی از مسائلی است كه رسانهها به آن بیش از حد میپردازند.»
به گزارش خبرگزاری برناما مالزی، رایس كه پنجاه و اندی سال، سن دارد و هنوز ازدواج نكرده است، شخصیت جذابی برای همتایان مرد خود از جمله مككی 41 ساله كه وی نیز مجرد است، محسوب میشود. (البته به غیر ما و ...)
پیش از این نیز گزارشهایی درباره روابط عاشقانه رایس با «ماسیمو دالما»، و «جك استرا»، وزرای سابق خارجه ایتالیا و انگلیس وجود داشت اما به زودی به فراموشی سپرده شد.
مساله ای كه امروز در اذهان همه وجود دارد و برای بسیاری از مردم دنیا به عنوان یك پرسش مطرح است، پاسخ به پرسش ها از مبانی ارتباطات دینی محسوب می شود. البته برخی از این پرسش ها حتما باید در حیطه های شخصی مطرح شده و وارد ساحت های عمومی نشود. وقتی ادیان در كنار هم می نشینند و با هم گفتگو می كنند، باید مبانی مشترك را در نظر بگیرند. در این وضعیت مشتركات انسانی است كه به عنوان مبنا قرار می گیرد.
سنگ بنای مذاهب این است كه افراد دیگر را مانند خود دوست بداریم. نه تنها نباید رفتارمان نسبت به دیگر ادیان توهین آمیز باشدف بلكه باید به احساسات مذهبی یكدیگر احترام بگذاریم.
با این مقدمه می خواهم به این پرسش پاسخ دهم كه تفاوت بین یهودیت و صهیونیسم چیست؟
یهودیت شیوه ای برای زندگی است؛ شیوه ای كه از چند هزار سال پیش خداوند به انسان ها ارزانی كرده است.
یهودیان به فرمان خداوند در كشورهای مختلف جهان پراكنده شدند. این فرمان بیش از 2000 سال پیش آمده است. ما یهودیان از زیستن در میان ملت های دیگر خشنودیم. می دانیم در هر كشوری باشیم باید به عقائد كشور میزبان احترام بگذاریم. خدواند به ما دستور داده است به ارزش های دینی كشور میزبان تجاوز نكنید.
به ما گفته شده است هیچ كشوری به نام خود در سرزمین فلسطین ایجاد نكنیم. ایمان یهودی احترام به همه عقائد را پاس می دارد و اجازه نداریم به ایمان و عقائد دیگران توهین كنیم. این اصل مشترك همه یهودیان واقعی است. اما صهیونیسم دقیقا بر خلاف آن چیزی است كه گفتیم.صهیونیسم را كسانی بنیان گذاشتند كه خود سكولار بودند و از شیوه زندگی یهودی كه از چند هزار سال پیش بنیان گذاشته شده است، تخطی كردند. متاسفانه این مساله مایه اندوه یهودیان است كه اكثر مردم دنیا یهود را با صهیونسم می شناسند.
نكته ای كه باید اشاره شود، این است كه صهیونیست ها فراموش كردند پراكندگی قوم یهود به دلیل فرمان الهی بوده است و بر همین مبنا اصل پراكندگی را زیر پا گذاشتن. شیوه ای كه صهیونیسم اتخاذ كرد برخلاف آن چیزی است كه یهود با پراكندگی در میان كشورها دستور شیوه خاص زندگی خود اجرا كرد. ما یهودیان براین عقیده استواریم كه با دیگر مردم بر اساس اصول احترام به انسان رفتار كنیم.
صهیونیسم كوشید كشور تاسیس كند و توجه نكرد تاسیس این كشور چه آثار و پیامدهای منفی برای ساكنان بومی آن سرزمین ایجاد می كند. اقدام آنها برای تاسیس كشور از همان ابتدا با خونریزی همراه شد.مشكل ما این است كه صهیونیست ها خود را به عنوان نمایندگان یهودیت معرفی می كنند و متاسفانه از منظر جهانی یهودیت و صهیونیسم یكسان شمرده می شوند.
پیام ما به شما این است كه صهیونسم را با یهودیت یكی ندانیم. آرزوی اصیل یهودیان این است كه رژیم نا مشروع صهیونیستی از طریق مسالمت آمیز از صحنه كنار رود. با توجه به این كه همه شورش ها و خشونت ها حول محور صهیونیسم می چرخد با از بین رفتن صهیونیسم صلح و آرامش به جهان باز می گردد. از آنجا كه اساس شكل گیری و تاسیس رژیم صهیونیسم بر باطل است ما اطمینان داریم كه این رژیم قطعا به پایان خواهد رسید.
اكنون باز می گردم به آن اصل بنیادین كه با دیگران چنان رفتار كنیم كه می خواهیم با ما رفتار شود. این اصل به آن معناست كه به عقائد و باورهایی كه برای دیگران ارزشمند است احترام بگذاریم.
از این منظر انتشار كاریكاتورهای اهنت آمیز نسبت به كسی كه مورد احترام مذاهب دیگر است، محكوم و نادرست است.
بگذارید در پایان سخنانم بگویم كه چقدر سرخوشم از آنچه در این چند روز در جمهوری اسلامی ایران دیدم.
شما می دانید ما در غرب چقدر با تبلیغات و موارد سوظن علیه ایران مواجه ایم. در غرب به ما می گویند باید یهودیان ایرانی را از شرایط دشوارشان نجات دهیم .اما ما در ایران چیزی متفاوت و دگرگون یافتیم.نشانه ای از رفتار خصمانه علیه یهودیت ندیدیم، برادران یهودی مان به شیوه ای مطلوب و آزادانه آیین های خود را به جا می آورند و زندگی می كنند. البته این همان انتظاری است كه از ایران میرود؛ زیرا ایران از بیش از 200 سال پیش میزبان یهودیان بوده است.
امیدوارم ایرانیان در همه جوانب زندگی كامروا باشند.
*متن سخنرانی خاخام آرون كوهن نماینده جامعه یهودیان آمریكا و انگلیس كه 13 اسفند85 در دومین اجلاس منطقه ای رهبران ادیان در تهران ایراد شده است.
منبع:
والنصر لنا
نحن الغالبون
خیبر خیبر یا صهیونی
«فان الجهاد باب من ابواب الجنة»
«فان حزب الله هم الغالبون»
الهم عجل لولیک الفرج
لبیک یا امام الخامنه ای